آدرس جدید سایت

منتشرشده: 27 فوریه 2011 در حجه الاسلام غفاری, عمومی
برچسب‌ها:

سلام

آدرس جدید سایت

خورشید مغرب

Http://westsun.ir

منتظر حضورتون هستیم

آدرس جدید وبلاگ

منتشرشده: 31 دسامبر 2010 در عمومی
برچسب‌ها:, ,

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با توجه به فیلتر شدن اشتباهی وبلاگ ، آدرس جدید وبلاگ ایجاد شد

 

westsun1.wordpress.com

westsun1.wordpress.com

 

 

 

 

گفتمان مهدوی با موضوع آخرالزمان از منظر اسلام

مدرس: حجه الاسلام سید مهدی غفاری

زمان: پنجشنبه 2/10/89 ساعت 13:30 الی 15:30

دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز


نشست  مهدوی با موضوع فرجام شناسی

مدرس: حجه الاسلام سید مهدی غفاری

زمان: دوشنبه 29/9/89 ساعت 14:00  الی 16:00

کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد  دانشگاه شهید چمران

آبروي وطنم يوسف بازار شده (بیاد آخرین روز های فتنه ی 88 )

در كشورهاي مختلف دو مقوله منافع ملي(National interests) و امنيت ملي(national security) با عنوان خط قرمز فعاليت جريان‌ها و احزاب فعال در كشورها شناخته مي‌شود. همواره منازعات سياسي و جناحي كشورهاي مطرح آنگاه در چارچوب منافع ملي و امنيت ملي محصور مي‌شود و فراتر از آن هرگز پيش نمي‌رود. اشاره شد كه به عنوان مثال در امريكا هيچ گاه مسيحيت، صهيونيسم يا يهود مورد تعرض واقع نمي‌شود. حتي در انتخابات پرمسئله‌اي كه بوش در آن با رأي دادگاه بر ال گور فائق آمد، هيچ مشكل خاصي براي جامعه امريكا ايجاد نشد. اين در حالي بود كه فرماندار ايالت فلوريدا كه آراي آن مورد اختلاف واقع شد، برادر بوش بود و همين مي‌توانست بهانه خوبي براي مدتها تشنج و ناآرامي باشد. در ايران اما وضعيت به گونه‌اي ديگر رقم خورد. آنگونه كه آبروي ايران كه تنها كشور شيعي در سطح جهان بود و تا پيش از اين از صدور انقلاب سخن مي‌گفت، به يكباره به حراج گذاشته شد
اغتشاشات روز عاشورا
وقايع روز تاسوعا و عاشوراي سال گذشته ی  ايران آنقدر اهميت داشت كه كاخ سفيد را هم وادار كند برخلاف روند مسامحه گونه گذشته‌اش نسبت به اغتشاشات تهران رسماً به ميدان بيايد و بيانيه رسمي صادر كند. بانيان گوانتانامو و ابوغريب كه در سايه طرح شعار دروغين حقوق بشر و دموكراسي لشكركشي به كشورهاي مختلف دنيا را در كارنامه خود ثبت كرده‌اند، در جايگاه شاكي نشستند و از موضع بالا ايران را به فقدان پشتوانه مردمي، بحران داخلي و ديكتاتوري محكوم كردند.
كشوري چون امريكا كه طي سال‌هاي بعد از تأسيس، با سير نزولي شركت مردمش در انتخابات مواجه بوده و در بهترين حالت20 درصد اختلاف مشاركت عمومي در انتخابات نسبت به ايران را در كارنامه خود دارد، به خود حق داد تا ايران را فاقد پشتوانه مردمي معرفي كند و اغتشاشگراني را كه به خيابان ريخته بودند، شهرونداني(!) بنامد كه در جست‌و‌جوي حقوق جهاني خود هستند!
كاخ سفيد در بيانيه خود كه ساعاتي بعد از انتشار اخبار اغتشاشات تهران منتشر شد، ضمن حمايت از آشوب طلبان تصريح كرد:«اميد و تاريخ همگام با كساني است كه حقوق جهانشمول خود را با ابزار مسالمت‌آميز مطالبه مي‌كنند.»


موضعگيري ساير كشورها
فرانسه نيز به ميدان آمد و از مقابله با اغتشاشات اقليتي قانون گريز ودين ستيز در ايران با عنوان سركوب اعتراضات مردمي ياد كرد. برنار والرو سخنگوي وزارت خارجه فرانسه گفت:«در زماني كه شمار كشته شدگان افزايش مي‌يابد، فرانسه بار ديگر نگراني عميق خود را ابراز مي‌دارد و بازداشت‌هاي خودسرانه و خشونت اعمال شده عليه معترضان عادي را محكوم مي‌كند.»
اظهارنظر مقامات فرانسوي در حالي بود كه همين كشور سال 2008 را با آشوب‌هاي خياباني آغاز كرده بود و مثلاً در نوامبر 2007 نيز مردم، كاركنان و دانشجويان در اعتراض به اصلاحات ساركوزي كه سن بازنشستگي را شامل مي‌شد، به اعتصاب، اعتراض و تحصن روي آورده بودند. اين اعتراضات بعد از اين نيز بارها در فرانسه به برخورد حكومت با معترضيني كه تنها حقوق خود را مطالبه مي‌كردند، انجاميد. اين همان فرانسه‌اي است كه امروز از خدشه دار شدن حقوق بشر در ايران سخن مي‌گويد.

اينها همه و همه گوشه‌اي از پيامدهاي قانون شكني كساني بود كه حرمت عاشوراي حسيني را هم نگه نداشتند و به بهانه اعتراض به تقلبي كه هيچ وقت سندي براي آن ارائه نشد به خيابان ريختند و به هيأت‌ها و مراسم عزاداري يورش بردند. قانون شكني‌هاي اقليتي كه رأي اكثريت را نپذيرفتند تا با خودخواهي خود رأي اكثريت را به محاق ببرند، در سرتاسر دنيا به سوژه‌هاي اول خبري براي تخريب وجهه ايران تبديل شد.
تأثير قانون شكني‌ها و آشوب‌ها برتحليل‌هاي مرتبط با منافع ملي تحليلگران از اغتشاشات داخل ايران بحراني داخلي درست مي‌كردند و متزلزل شدن ايران را نتيجه مي‌گرفتند. يوگني ساتانوفسكي رئيس مركز مطالعات خاورشناسي آكادمي علوم روسيه اعلام كرد‏:‏«بروز حوادث اخير در ايران به انزواي بيشتر بين المللي اين كشور منجر مي‌شود.»
در كنار اين گونه اظهارنظرها تحليل‌هايي كه مسائل هسته‌اي ايران را پيگيري مي‌كرد، خواه ناخواه شرايط داخلي را نيز مورد توجه قرار مي‌داد و از آن به عنوان فرصتي براي غرب به منظور تحت فشار قرار دادن ايران ياد مي‌كرد. در واقع در كنار امنيت ملي، منافع ملي قرباني بزرگ اين ماجراها بود.
چندي پيش بود كه «چارلز كرات هامر» ستون نويس پرنفوذ و بنام روزنامه واشنگتن پست از شرايط ايران بعد از فوت آيت‌الله منتظري سخن گفت. «چارلز كرات هامر» به پيشنهادهاي موجود در حوزه هسته‌اي و راهكارهايي كه فراروي ايران قرار دارد اشاره كرد و توضيح داد كه با توجه به مشكلات داخلي ايران و اين‌كه حكومت ايران قيموميت وحياني و آسماني اش را از دست داده است، ضرورتي براي ارائه قرار دادن راهكاري جديد از سوي اوباما در مقابل ايران وجود ندارد.
ستـــــون نويـــس واشــنگتن پســت شعار«Obama, Obama, you are either with us or with them» يا همان «اوباما، اوباما، يا با اونا يا با ما!» را نيز در يادداشت خود ذكر كرد و از مقامات امريكايي خواست تا در حمايت از معترضان ايران با شفافيت و صراحت بيشتري عمل كنند. اين يادداشت به روزهاي قبل از بيانيه كاخ سفيد و نطق اوباما مربوط مي‌شود.
بازتاب اغتشاشات در رسانه‌هاي جهاني و تخريب نهايي وجهه ايران در كنار اين نوع تحليل‌ها و اظهارنظرها كه طبيعتاً در تصميم گيري‌ها ونسخه پيچي‌ها براي ايران تأثيري مستقيم خواهد داشت، رسانه‌هاي خارجي كوشيدند تا نقطه كليدي ديپلماسي ايران يعني همان ديپلماسي عمومي را هدف بگيرند و با انتشار اخبار متعدد گسترده نگاه عمومي نسبت به ايران را به نفع خود عوض كنند.
اگر بازتاب اين اخبار در رسانه‌هاي امريكاي لاتين، فلسطين، لبنان، افغانستان و پاكستان را در نظر بگيريم و آن را در كنار بازتاب‌هاي گسترده در ساير كشورها قرار دهيم خواه ناخواه به حراج گذاشته شدن حيثيت ايران را نتيجه خواهيم گرفت؛ واقعيتي كه متأسفانه قابل انكار نيست.
در اين باره سيدحسن نصرالله مي‌گويد:«شعار نه غزه، نه لبنان اثر منفي زيادي داشته بويژه كه رسانه‌ها و ماهواره‌هاي غربي اين شعار را براي ايجاد ذهنيت منفي پوشش مي‌دهند».
دبيركل حزب الله لبنان همچنين تصريح مي‌كند:«بعد از انتخابات در ايران اتفاقات ناگواري افتاد كه موجب خون ‌دل و عزاي ما شد و بسياري افراد از سراسر جهان تماس گرفته و گريه مي‌كردند چون ما هويت خودمان را با هويت نظام جمهوري اسلامي يكسان مي‌دانيم.»
از همان ساعات اوليه اغتشاش در تهران و برخي شهرها اخبار مربوط به تجمعات خياباني به شكل گسترده‌اي در رسانه‌هاي خارجي انعكاس يافت و چندي بعد نيز در صدر اخبار رسانه‌ها و روزنامه‌هاي كشورهاي مختلف دنيا قرار گرفت. رسانه‌هاي خارجي در برآورد تعداد كشته شدگان وقايع روز عاشورا با هم مسابقه گذاشتند و عكس‌ها و تصاوير مربوط به ايران را بطور گسترده‌اي منتشر كردند. روزنامه انگليسي تايمز نوشت:«با وجود آن‌كه خبرنگاران خارجي از پوشش خبري اين تظاهرات منع شده بودند، اما تصاوير مخابره شده به اتاق‌هاي خبر رسانه‌هاي غربي كه توسط تلفن همراه گرفته شده بود، گوشه‌هايي از تظاهرات اعتراض‌آميز يكشنبه مردم ايران را به تصوير مي‌كشيد‏.‏»
اين روزنامه همچنين اخبار مربوط به اغتشاشات را پوشش داد و به نقل از علي انصاري استاد مطالعات ايران در دانشگاه سنت آندروي انگليس نوشت: «ديگر شكي نيست كه تغيير در نظام سياسي ايران در حال وقوع است.» او همچنين از قول يكي از فعالان اپوزيسيون تصريح كرد:«رژيم اكنون در وقت اضافه بسر مي‌برد‏.‏ كشور بطور يكپارچه به پا خاسته است.» اين روزنامه در ادامه از قول يك فعال سياسي نوشت: «مردم جانشان به لب رسيده و ديگر از هيچ چيز نمي‌ترسند‏!»روزنامه‌ها و رسانه‌هاي مختلف با آب و تاب تمام وقايع عاشورا را منعكس كردند و در رؤياي خيال پردازانه اين گونه وانمود كردند كه انگار اكثريت مردم در مقابل حكومت به پا خاسته‌اند و ايران با چالشي داخلي مواجه است و بزودي از پاي درخواهد آمد!

از اين دست گزارش‌ها و داستانسرايي‌ها در رسانه‌هاي خارجي به كرات به چشم مي‌خورد و اين همه همان چيزي است كه در نهايت چيزي جز آبروريزي براي ايران را به دنبال نخواهد داشت. در واقع اغتشاشگراني كه رأي اكثريت مردم را برنتافتند و جمهوريت نظام را به مسلخ هواهاي نفساني خود بردند، زمينه‌اي را فراهم كردند تا دروغ پردازي‌ها و تخريب‌ها عليه ايران بعد از انتخابات بي سابقه 40 ميليوني شدت بگيرد.

منبع: اسار

 

رازهای حک شده در سنگ-معماری رمزآلود واشنگتن-قسمت اول تا ششم

در این مستند، معانی پنهان  موجود در معماری ، نماد گرایی و ساختار شهر واشنگتن دی سی، که توسط  بنیان گذاران ماسون آمریکا،طراحی شده است،  و ارتباط این مفاهیم با  تشکیل آمریکا و نوع عملکرد این کشور درجهان بررسی می شود. تا دریابیم بنیان گذاران آمریکا چه سرنوشتی برای برای این کشور انتخاب کرده اند.

برای پخش فایل هاپیشنهاد می کنیم از نرم افزار های Km player یا Vlc player استفاده نمایید.

 

قسمت اول دانلود کیفیت پایین15mb-مستقیم کیفیت بالا38mb-مستقیم

کیفیت پایین-مستقیم کیفیت بالا-مستقیم

——————————————————————————————–

قسمت دوم دانلود کیفیت پایین11mb-مستقیم کیفیت بالا50mb-مستقیم

کیفیت پایین-مستقیم کیفیت بالا-مستقیم

—————————————————————————————
قسمت سوم دانلود کیفیت پایین7mb-مستقیم کیفیت بالا35mb-مستقیم

کیفیت پایین-مستقیم کیفیت بالا-مستقیم

—————————————————————————————–
قسمت چهارم دانلود کیفیت پایین15mb-مستقیم کیفیت بالا37mb-مستقیم

کیفیت پایین-مستقیم کیفیت بالا-مستقیم

—————————————————————————————–
قسمت پنجم دانلود کیفیت پایین14mb-مستقیم کیفیت بالا30mb-مستقیم

کیفیت پایین-مستقیم کیفیت بالا-مستقیم

—————————————————————————————-
قسمت ششم دانلود کیفیت پایین-مستقیم کیفیت بالا-مستقیم

کیفیت پایین12mb-مستقیم کیفیت بالا27mb -مستقیم

 

 

منبع Zeetova.ir

ناگفته هایی از شخصیت مقام معظم رهبری

ناگفته های حجت الاسلام دکتر خسروپناه از شخصیت مقام معظم رهبری، خانواده ایشان و حوادث سال گذشته در کشور 



خبرگزاری رسا ـ عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با تجلیل از هدایت های مدبرانه و هوشمندانه مقام معظم رهبری تاکید کرد: من به لحاظ جامعه شناختی معتقدم که اگر رهبری اجازه می دادند انتخابات ابطال شود، قطعا نظام از بین می رفت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام خسروپناه عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در هماش علمی آینده انقلاب اسلامی و تحلیل مسائل سیاسی کشور که روز چهارشنبه همزمان با عید سعید قربان در سالن همایش های مؤسسه امام خمینی(ره) قم برگزار شد، سخنان مهمی را در خصوص نظریه ولایت فقیه، شخصیت علمی و سیاسی مقام معظم رهبری، رابطه رهبری با مراجع و علما، نظر حضرت آیت الله وحید خراسانی درباره مقام معظم رهبری و ولایت فقیه و مطالبی را در خصوص خانواده و بیت مقام معظم رهبری ایراد کرد که گزارشی از بیانات این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه آمده است.

بسم الله الرحمن الرحیم؛

به طور کلی مباحث مربوط به ولایت فقیه در سه حوزه مباحث نظری اعم از فقه سیاسی، فلسفی و فقه کلامی مطرح است که باید از هم تفکیک شان کنیم زیرا خیلی ها در این مساله خلط می کنند.
و اما مباحث حقوقی؛ برخی ها به قانون اساسی و یا اختیارات رهبری در قانون اساسی اشکال می گیرند که در مواجهه با این گونه اشکال ها و شبهات باید نظام های حقوقی دیگر کشورها را هم دانست و از آن مطلع بود.

در حوزه مباحث مصداقی نیز اشکالاتی را نسبت به شخص امام و یا رهبری مطرح می کنند که البته باید هر سه حوزه فوق را با دو روش تبیینی و استدلالی بحث کرد و بین شان تمییز قائل شد.
بسیاری از شبهات درباره ولایت فقیه ناشی از تبیین نادرست بحث است:
بسیاری از شبهات و اشکالات در خصوص ولایت فقیه ناشی از تبیین نادرست بحث است، زیرا مساله اگر درست تبیین شود اشکال برطرف می شود، در مباحث قدما کمتر مباحث تبیینی داریم و بیشتر مباحث استدلالی است و قدما کمتر به تبیین و تعریف می پردازند، ما باید در مباحث ولایت فقیه، تبیین ولایت مطلقه فقیه را داشته باشیم و با این روش بسیاری از شبهات نیز برطرف می شود.
درباره مباحث نظری تبیین انتصابی ولی فقیه، وقتی گفته می شود ولایت انتصابی مطلقه فقیه یعنی زمامداری و حاکمیت فقیه جامع الشرائط که سه شرط مدیر و مدبر و عالم را جهت اجرای تمام احکام اجتماعی اسلام را برای هم مردم داشته باشد و این منصوب به نص عام از طرف خدای سبحان است؛ لذا وقتی گفته می شود ولایت، یعنی زمامداری نه قیم بودن و با این توصیف هر شخص و فردی نمی تواند ولی فقیه باشد.

ولایت مطلقه فقیه غیر از مطلقه ای است که تمام اختیارات مردم به حاکم جامعه تفویض شود و مردم هیچ اختیاری از خود نداشته باشند و هیچ آزادی سیاسی هم نداشته باشند، مطلقه یعنی مطلق احکام اسلامی برای همه مردم.

این معنا از ولایت مطلقه فقیه یعنی زمامداری ولی فقیه در عصر غیبت برای اجرای احکام اجتماعی شرعی و اسلامی به عنوان حاکم شرع در عصر غیبت و این مساله در کتب فقهی نیز سابقه زیادی دارد.
آیت الله خویی معتقد به وجوب تکلیفی اجرای احکام برای فقیه بود:
برخی ها یک اختلافی را به مرحوم حضرت آیت الله خویی نسبت می دهند در خصوص ولایت فقیه؛ ایشان در کتاب تکمله می گوید برای من محرز نشده است که فقیه غیر از ولایت در امور حسبه، افتا و قضا ولایت دیگری هم داشته باشد، اما چون اسلام احکام اجتماعی دارد که لازم الاجرا نیز هست و جز فقیه توده مردم نمی توانند آن را اجرا کنند بر فقیه اجرای احکام واجب است.
ایشان معتقد به وجوب تکلیفی اجرای احکام اجتماعی اسلام برای فقیه است به عبارت دیگر ایشان حکم وضعی ولایت را برای اجرای احکام قبول ندارد، ولی حکم تکلیفی را قبول دارد و متاسفانه برخی ها وقتی می خواهند دیدگاه ها و نقطه نظرات ایشان را مطرح کنند تنها به یک بخش توجه می کنند و بخش دیگر را رها می کنند. ایشان می گوید که حکم وضعی ولایت برایم اثبات نشده است، اما اجرای احکام مخصوص فقیه است.

بیت آیت الله خویی امکانات لازم را در اختیار امام قرار داد:
لذا وقتی مرحوم آیت الله خویی دستور انتفاضه در عراق را صادر کرد، این همه عراقی در این کشور کشته شدند، اینها همه بر اساس چه حکمی بود؟ بر اساس وجوب حکم تکلیفی و حتی در این جریان احتمال شهادت خود این شخصیت بزرگوار هم بود و لذا وقتی امام راحل به عراق تبعید شدند بیت آیت الله خویی امکانات لازم را در اختیار ایشان قرار داد.
ما اگر مساله ولایت فقیه را خوب تبیین کنیم بسیاری از دانشجویان و جوانان شبهات شان در این راستا حل می شود؛ اگر این بحث بر اساس آنچه فقها به خوبی تبیین کرده اند، تبیین شود می شود همان مردمسالاری دینی.

همه فقها با عنوان مصلحت الاسلام والمسلمین حکم صادر کرده اند و حکم اولیه را موقتا تعطیل کرده اند و مصلحت الاسلام والمسلمین همان ملاک حکم حکومتی است.
پاسخ به شبهه اختیارات ولی فقیه:
اما محور حقوقی بحث ولایت فقیه؛ عده ای هستند که می گویند اختیارات رهبری در قانون اساسی بسیار زیاد است، برای پاسخ به این سؤال و شبهه می توان از روش های تطبیقی و مقایسه ای با دیگر نظام های جهان نیز کمک گرفت.
به عنوان مثال اختیارات رییس جمهور آمریکا در این کشور طبق قانون شان بسیار زیاد است، می گویند رییس جمهور آمریکا منتخب مردم است و رهبری در نظام اسلامی این گونه نیست، در جواب باید گفت: رهبری در نظام اسلامی با واسطه با رای مردم انتخاب می شود، در آمریکا نیز این گونه است؛ اشکال می کنند که رییس جمهوردر آمریکا دوره اش مشخص و چهار ساله است، می گوئیم اگر در آن جا چهار ساله است، در مساله رهبری در جمهوری اسلامی ایران لحظه ای است و اگر رهبر حتی یک لحظه یکی از شرایطش را از دست داد، خبرگان او را عزل می کنند و حتی اگر یک نفر برتر از او پیدا شد او را به عنوان رهبر انتخاب می کنند؛ این یک روش تطبیقی و به تعبیری جدلی برای این اشکال است.
ابعاد مختلف شخصیت مقام معظم رهبری برای نسل جوان و دانشجویان تبیین شود:
محور سوم بحث محور مصداقی است؛ در اوج فتنه سال گذشته جلساتی پیرامون مساله ولایت فقیه در دانشگاه تهران برگزار شد که بسیار مفید و مؤثر بود، در این گونه جلسات که ما نیز توفیق حضور داشتیم، بخش زیاد و قابل توجهی از سؤالات دانشجویان و اساتید پیرامون مسائل مصداقی و شخص امام راحل و مقام معظم رهبری بود.

باید مساله رهبری، توانمندی، مدیریت، اجتهاد، فقاهت و تدبیر ایشان برای دانشویان تبیین شود و در این بین نقش مسؤولان نهاد نمایندگی بسیار مهم و اساسی است. قریب به اتفاق دانشجویان غرضی ندارند، سؤالاتی دارند که باید پاسخ داده شود.
در یکی از این جلسات که در تهران داشتیم، یکی از اساتید که بسیار تند و تیز هم انتقاد و اشکال می کرد و مطالبی را هم نسبت به شخص حضرت آیت الله خامنه ای مطرح می کرد، پس از پاسخ های ما گفت می خواهم توبه کنم و از این به بعد مقلد مقام معظم رهبری باشم.
مجلس خبرگان، مقام معظم رهبری را بهترین فرد برای مدیریت کشور می داند:
یکی از اشکالاتی که زیاد مطرح می شد این بود که مقام معظم رهبری مجتهد نبوده است، در پاسخ به این سؤال باید گفت که ایشان عضو خبرگان و مجتهد بوده است و سطوح عالی حوزه را قبل از انقلاب تدریس کرده اند، امام راحل هم دوبار اعلام کردند که ایشان صلاحیت دارند و مجلس خبرگان رهبری هم در آن زمان قریب به اتفاق به ایشان رای دادند و الان هم پس از بیست سال اگر از نمایندگان خبرگان رهبری دراین خصوص سؤال شود می گویند مقام معظم رهبری بهترین نفر برای اداره و مدیریت کشور است و ما بهتر از ایشان را سراغ نداریم.

شخصیت حضرت آیت الله خامنه ای روز به روز توانمندتر، قوی تر و مدیرتر هستند، توان اجتهادی و فقاهتی و علمی مقام معظم رهبری را باید برای نسل جوان و دانشجویان گفت و تبیین کرد.
آیت الله مؤمن با آن درجه از تقوا، نظرشان بعد از امام راحل این بود که اعلم آقای منتظری هستند، بعد که در شورای فقهی مقام معظم رهبری رفتند و نظرات فقهی ایشان را دیدند گفتند ما در این جلسه فهمیدیم که خداوند این نعمت را به هر کسی نمی دهد.
در بحث تدبیر حضرت آقا نیز یکی از مراجع عظام تقلید فعلی که من نمی خواهم در اینجا نامی از ایشان ببرم، می گفت برای من محرز شده که تدبیر مقام معظم رهبری از تدبیر امام راحل(ره) قوی تر است.

ایشان به خوبی مسائل و بحران های مختلف را مدیریت و تدبیر کرده اند، در فتنه سال گذشته نیز نمایندگان کاندیداها را خواستند و فرمودند اعتراض شما چیست؟ یکی از آنها گفت ما به شما اعتراض داریم، آقا گفتند اعتراض شما چیست، او گفت شما از یک کاندیدا حمایت کردید، آقا گفتند من کی حمایت کردم، آن نماینده گفت شما در کردستان مطالبی را مطرح کردید که بر یکی از کاندیداها تطبیق داشت؛ آقا فرموند من صحبتی که کردم هر چهار کاندیدا گفتند آقا نظرشان ما است، ثانیا اگر من شرایط را گفتم مگر خلاف شرع بود؟ آیا یک رییس جمهور نباید این شرایط را داشته باشد، اگر من ولی فقیه اینها را نگویم به وظیفه ام عمل نکرده ام.

نخستین فردی که متوجه انقلاب مخملی شد مقام معظم رهبری بود:
در این مسائل که هنوز خبری نبود آقا متوجه شدند که می خواهند مساله ابطال انتخابات را مطرح کنند، اولین فردی که متوجه انقلاب رنگین و مخملی شد شخص مقام معظم رهبری بود، حتی برخی از نیروهای امنیتی نیز متوجه نشدند، بعد هم همه دیدند که طرح ابطال انتخابات را پیش کشیدند که بعد از آن هم سازمان های بین المللی بیاید.
ابطال انتخابات مساوی با از بین رفتن نظام اسلامی بود:
من به لحاظ جامعه شناختی و نه به لحاظ فقهی عرض می کنم که اگر رهبری اجازه می دادند انتخابات ابطال شود، قطعا نظام از بین می رفت، این را رهبری متوجه شدند، بصیرت یعنی همین.
در همین حوادث بود که به مقام معظم رهبری خبر دادند عده ای از فضلای حوزه که تاثیرگذارند و شبهه و تردید دارند می خواهند خدمت شما برسند، آقا فرمودند اینها را پیش من بیاورید، این جمع 2 ساعت و 45 دقیقه صحبت کردند و حتی برخی ها هم توهین آمیز در این جلسه حرف زدند، آقا راحت گوش کردند و با محبت و استدلال مطالب را بیان کردند و بسیاری از اینها هم قانع شدند.
صبری که مقام معظم رهبری در مدیریت دارند فوق العاده است، صبر در مدیریت خار در چشم و استخوان در گلوست.

ارتباط رهبری با مراجع فوق العاده است:
ارتباطی که ایشان با مراجع داشته و دارند فوق العاده است، ایشان بارها در سفرهای اعلام نشده از تهران به قم می آیند و با مراجع تقلید دیدار می کنند، قبل از سفر اخیر خود به قم نیز به دیدار مراجع آمدند و یک هفته بعد از سفر نیز با این بزرگواران دیدار و گفت و گو داشتند و بعد از این هم خواهند داشت.

رابطه آیت الله وحید خراسانی با مقام معظم رهبری و نظر وی درباره نظام:
یکی از طلاب که خدمت حضرت آیت الله وحید خراسانی رسیده بود و مطالبی را با ایشان مطرح کرده بود، ایشان گفته بود یعنی من وحید بروم حاکم بشوم، مگر من می توانم؟ سید اولاد پیغمبر دارد به خوبی کشور را اداره می کند.
برخی می گویند پس چرا حضرت آیت الله وحید خراسانی در سفر اخیر رهبری به قم به دیدار ایشان نرفت؛ ایشان شخصا فرزندان خود را فرستادند.
تشخیص من این است که ایشان دغدغه مهمی نسبت به اهل سنت در کشور دارند و معتقدند که اهل سنت دارند خیلی در این کشور میدان می گیرند، مقام معظم رهبری نیز معتقدند که باید با محبت رابطه شیعه وسنی تقویت شود تا هم شیعیان در دیگر کشورها در امنیت باشند و هم شیعه و سنی بتوانند در جهان در برابر استکبار بایستند، حکم اولیه اسلام هم همین است.

آیت الله وحید خراسانی حفظ نظام را واجب می دانند:
تعبیر و تشخیص من این است که ایشان می گوید من وقتی به دیدار رهبری بروم باید نسبت به این مساله اعتراض کنم و ایشان هم معذوریت هایی دارند؛ بالاخره بین مراجع و علما یک سلسله روابط خاصی است و الا اصلا این گونه نیست که حضرت آیت الله وحید خراسانی مخالف نظام باشند، ایشان حفظ نظام را هم واجب می دانند.
آن گونه که ما می دانیم و 12 سال هم خدمت حضرت آیت الله وحید خراسانی بودیم، نظرات ایشان درمساله ولایت فقیه نظر مرحوم آیت الله خویی است و لذا حتی ایشان وقتی می خواستند بحث بیع را مطرح کنند، ایشان احتراما گفتند من بحث را مطرح نکنم چون ممکن است تضعیف نظام تلقی شود و درست نیست، لذا وارد بحث ولایت فقیه نشدند و باید توجه داشت که رابطه رهبری با مراجع تقلید فوق العاده است.

بقای انقلاب اسلامی در گرو تحول علوم انسانی است:
اما در بحث تحول در علوم انسانی؛ هیچ شخصیتی در اندازه ایشان متوجه آسیب های علوم انسانی نشده است و برای این مساله هم دارند فرهنگ سازی می کنند.
بقای انقلاب اسلامی در گرو تحول علوم انسانی است و اگر علوم تحول پیدا نکند بزرگ ترین دشمن نرم افزاری برای ما خواهد بود و رهبری در دانشگاه و حوزه بارها نسبت به این مساله اشاره و تاکید داشته اند.

ایشان از کارشناسان مختلف و متعدد استفاده می کنند، هر کس در زمینه علوم انسانی کار کرده باشد، از دفتر مقام معظم رهبری تماس گرفته می شود که حضرت آقا سلام رساندند و حاصل تحقیقات علمی خود را در اختیار ما قرار دهید.
مقام معظم رهبری در دوره ای که رییس جمهور بودند، بحث تهاجم فرهنگی را مطرح کردند، از این رو ضروری است آقایان طلاب و فضلا پایان نامه های خود را درباره رهبری مطرح کنند.

علت دشمنی با بیت و خانواده مقام معظم رهبری:
دشمنان در رسانه های خود مطالبی را علیه رهبری، بیت و خانواده ایشان مطرح می کنند که کاملا بی پایه و اساس است، فرزندان حضرت آقا به قدری محجوب هستند که برخی از رسانه ها مطلبی را درباره آقا مجتبی می زنند، اما عکس آقا مسعود را می زنند؛ واقعا فرزندان مقام معظم رهبری بسیار فاضل، متعهد و متواضع هستند.

همسر شهید مطهری: همسر رهبر معظم انقلاب نمونه هستند:
من سال گذشته به منزل همسر شهید مطهری رفتم، ایشان به من گفت آقای خسروپناه من با همه خانواده های مسؤولان نظام ارتباط دارم، اما در بین خانم های مسؤولان نظام، خانمی همچون همسر مقام معظم رهبری متواضع، ساده و ساده زیست ندیدم، ایشان نمونه هستند ولی رسانه ها چقدر علیه رهبری و خانواده ایشان حرف می زنند.
اینها می دانند که اگر مصداق و مقام معظم رهبری را از ما بگیرند، چه خواهد شد و ما چه مشکلاتی پیدا خواهیم کرد.
ما باید شخصیت، علم و ابعاد مختلف وجودی مقام معظم رهبری را برای جامعه و نسل جوان معرفی و تبیین کنیم.

وجود مقام معظم رهبری برای ما نعمتی الهی است که خدا به ما داده و شکر آن نیز به تبیین شخصیت، علم و نظام فکری معظم له است؛ ایشان در جهات مختلف علمی، سیاسی، فرهنگی و مدیریت کلان نمونه هستند و ما باید قدر وجود با برکت ایشان را بدانیم و شخصیت ایشان را تبیین کنیم.

منبع : سایت دکتر خسروپناه

بخش  اول قسمت دوم: تئوصوفی، جنبش عصر جدید و نظم نوین جهانی

امروزه افکار و برنامه ریزی رهبران تئوصوفی نقشه ی راه نظم نوین جهانی است و چیزی که هم اکنون به صورت گسترده و از طرق مختلف، حتی در پوشش مبارزه با نظم نوین جهانی ترویج می شود، عقاید «تئوصوفی» و «جنبش عصر جدید» است.
به طور خلاصه عقاید تئوصوفی و جنبش عصر جدید به قرار زیر است:
ستاره شناسی، طالع بینی و اعتقاد به دوری بودن تاریخ در ارتباط با صورت های فلکی زودیاک، ارتباط با موجودات ماروائی (ارواح و اجنه) برای کسب دانش (مکاتب اسرارآمیز)، اعتقاد به توانایی انسان در رسیدن به مقام خدایی، نهان پیشگی، اعتقاد به برپایی جهان تک حکومتی در آستانه عصر برج دلو

تئوصوفی، جنبش عصر جدید و فراماسونری سازمان هایی در هم تنیده هستند و عقایدی که در زیر توضیح داده خواهد شد از تعالیم اصلی هر سه این گروه هاست. به طور مثال بسیاری از ماسون ها مانند فیلسوف-ماسون درجه ۳۳، منلی پی هال عضو جامعه تئوصوفی بوده و هستند و حتی در دوره ای ریاست جامعه تئوصوفی در دست «آنی بیسانت» مارکسیست، ماسون و موسس جامعه بین المللی «کمک ماسونری» بوده است. آنی بیسانت همچنین با برپایی لژ های ماسونری در سراسر جهان به جامعه تئوصوفی خدمات بزرگی انجام داده است.

هلنا پترونا بلاواتسکی و جامعه تئوصوفی


بدرستی می توان بنیانگذار جنبش عصر جدید را موسس جامعه تئوصوفی، هلنا پرونا بلاواتسکی دانست. بلاواتسکی متولد ۱۸۳۱ از همان آغازین دوران زندگی اش بسیار به موضوعات ماورائی و اسرار آمیز علاقه داشت، لذا در ۱۷ سالگی سفر ۱۰ساله ای را به نقاط مختلف جهان (آمریکا جنوبی، مصر، کانادا، فرانسه، یونان، مکزیک، تبت، هند، آلمان و انگلیس) جهت مطالعه سنت های مذهبی آن ها آغاز کرد و با راهنمایی موجودات ماورائی که او در این سفر با آن ها ارتباط برقرار کرده بود، با کوله باری از تعالیم اسرارآمیز به نیویورک رفت تا درسال ۱۸۷۵ سازمانی با نام جامعه تئوصوفی تاسیس کند.افکار و نظریات او که از طریق کتاب ها و مجله اش با نام «مجله لوسیفر»انتشار یافت، اصول و عقاید جنبش عصر جدید را شکل داد. با گذشت زمان، روز به روز بر شدت محبوبیت جامعه او افزوده شد و چهره های شاخص از سراسر جهان به آن پیوستند که در بین آن ها اسامی کسانی چون: توماس ادیسون، الویس پریسلی، ماهاتما گاندی، آرتور کانن دویل و جیمز جویس دیده می شود.

عقاید بلاواتسکی و به طبع آن جنبش عصر جدید

چنانچه در حین مطالعه، این عقاید به نظر شما آشنا آمد تعجب نکنید زیرا امروزه این عقاید به صورت گسترده از طریق رسانه ها و سیستم های آموزشی جهان در حال تعلیم است.
اعتقاد به زودیاک، دوری بودن تاریخ و ظهور معلم جهانی در هر برج از زودیاک
بلاواتسکی معتقد بود تاریخ پایان ندارد بلکه به صورت دوری است و هر دور در ارتباط با یکی از صورت های فلکی (برج) زودیاک است و معلم جهانی مختص به خود را دارد.
«تئوصوفیست ها در هر رتبه ای –که برخی ازآنها معنای پنهان آواتارها ، ماشیح ها، سوشیانس ها و عیسی های مورد انتظار جهانیان را دریافته اند – می دانند که پایان جهان وجود ندارد، بلکه این اعصار هستند که تکمیل می شوند، یعنی پایان یک دور که هم اکنون به سرعت نزدیک می شود. …ماننددوره ی مسیحا …کسی که با برج حوت مرتبط بود… این یک دوره است، تاریخ است وخیلی طولانی نیست اما بسیار نهانی است، ۲۱۵۵ سال خورشیدی طول می کشد …در۲۴۱۰و ۲۵۵سال پیش از میلاد مسیح نیز رخ داد، همان زمانی که نقطه اعتدالین وارد نشان [زودیاک] قوچ شد و سپس به حوت وارد شد. و در آینده ای نزدیک وارد نشان دلو می شود، آن هنگام خصوصیات روحی بشریت شروع به تغییر بزرگی می کند و ما باید کارهای روحی زیادی انجام دهیم.»
هلنا بلاواتسکی –لوسیفر: نشریه تئوصوفی

به اعتقاد بلاواتسکی حضرت مسیح (ع) تنها نماینده ی «عصر برج حوت» و تعلیم یافته مکاتب اسرار آمیز از طریق استادان و معلمان بوده است و با ورود به «عصر برج دلو» اتوپیای نظام واحد جهانی به همراه «معلم جهانی» مختص آن عصر ظهور خواهد کرد. بلاواتسکی همچنین در کتاب «آیزیس فاش شد» شرح می دهد که داستان حضرت عیسی (ع) در سنت های باستانی مختلف جهان وجود داشته است و همه آن ها نماد «خدای خورشید» بوده اند.بلاواتسکی در کتاب «کلید تئوصوفی» اهداف اصلی جامعه خود را چنین بیان می کند:
•تشکیل انجمن برادری جهانی بدون تفاوت در نژاد، رنگ و کیش
•ترویج مطالعه ادیان مختلف جهان
•تحقیق در مورد اسرار نهان طبیعت

جا به جا کردن شیطان با خداوند، خوب دانستن شیطان و شر دانستن خدا

«این درست است اگر ما شیطان، مار کتاب پیدایش را به عنوان خالق اصلی، ولی نعمت و پدر معنویت انسان در نظر بگیریم. زیرا او «پناهگاه نور»، لوسیفر تابان و روشنی بخش است. کسی که چشمان آدم و به قول معروف مخلوق یهو را باز کرد. و او اولین کسی بود که نجوا کرد: «هنگامی که از آن سیب بخوری، مانند خدا خواهی شد و خیر و شر را تشخیص خواهی داد». این عمل او را تنها می توان نوری از جانب یک منجی دانست. و با این کار او با یهو، روح متقلب، دشمنی ورزید. اما او در حقیقت نهان همچنان محبوب ترین پیامبر(فرشته) باقی مانده است.» هلنا بلاواتسکی –تعالیم سری
«لقب شیطان به راستی متعلق به اولین و خشن ترین دشمن تمام خدایان دیگر، یهو است…نه به ماری که تنها از سر همدردی وحکمت سخن گفت. …امروز اثبات شده است که شیطان، اژدهای قرمز سوزان، رب تابان، لوسیفر یا حامل نور در درون ماست، در ذهن ماست، وسوسه گر ماست، منجی ماست، رهایی بخش هوش ما از حیوانیت خالص است.» هلنا بلاواتسکی –تعالیم سری
دیوید اسپنگلر یکی از رهبران جنبش عصر جدید می گوید:
«نور حقیقی لوسیفر از راه اندوه، تاریکی و عدم پذیرش، قابل مشاهده نیست. نور حقیقی این موجود عظیم تنها هنگامی قابل مشاهده است که چشمان خود شخص بتواند نور مسیح، نور خورشید درون خود را ببیند. لوسیفر در درون همه ماست تا ما را به تمامیت رهنمون کند. در حالی که ما به سمت عصر جدید که عصر تمامیت است حرکت می کنیم هر یک از ما به نقطه ای خواهد رسید که من آن را ورود به مکتب لوسیفر می نامم. مسیر ویژه ای که هر کسی باید از آن عبور کند تا به وجود نور درونش و به کامل و تمام بودن خود پی ببرد. لوسیفر می آید تا آخرین هدیه اش، تمامیت را به ما ببخشد، اگر ما آن را بپذیریم آنگاه او آزاد خواهد بود و ما نیز آزاد می شویم. این ورود به متکب لوسیفر است. این نقطه ایست که بسیاری هم اکنون و در آینده با آن روبرو خواهند شد. زیرا این آیین ورود به عصر جدید است. آیینی برای عبور از گذشته و ورود به شرایطی جدید است.» دیوید اسپنگلر –تفکری بر مسیح

ارتباط با موجودات ماورایی، اجنه و ارواح برای کسب دانش (مکاتب اسرارآمیز) به اصطلاح «انتقال از ارواح»

در تئوصوفی، جنبش عصر جدید و فراماسونری به وجود گروهی از مردان و زنان بسیار تکامل یافته اعتقاد دارند و آن ها را سران حکمت ( سلسله سران روحانی یا سران عروج کرده) می نامند و ادعا می کنند بودا، کریشنا، عیسی (ع) و حضرت محمد (ص) از سران حکمت بوده اند و موجودی به نام «مایتریا» از تمام آن ها برتر و رهبر آن هاست که خود او تحت فرمان «سانات کومرا» قرار دارد. تئوصوفیست طرفدار عصر جدید، دن رود یار توضیح می دهد که سانات کومرا طبق تعالیم نهان پیشگان، همان شیطان است:
«شیطان تغییر یافته لغت سانات کومرا است و در فلسفه نهان پیشگان هند، موجودی شبیه به پریمیسیوس است که به انسان آتش خودآگاهی، استقلال و فردیت بخشید.»
دن رودیار –جادوی آهنگ و هنر موسیقی


آن ها اعتقاد دارند این سران حکمت، دست مخفی راهنمای انسان در مسیر تکامل بوده اند و مایتریا همان ماشیح یهودیان، مسیح مسیحیان، پنجمین بودای بوداییان، کریشنای هندو ها و امام مهدی (عج) مسلمانان است که همگی منتظرش هستند و او هم اکنون در زمین حضور دارد و در وقت مناسب در اجتماع ظاهر خواهد شد. بزرگترین مبلغ مایتریا نقاشی انگلیسی به نام «بنجامین کرام» است. او بعد از اینکه به گفته خود با مایتریا ارتباط برقرار کرد، در سال ۱۹۸۲شروع به چاپ آگهی های تمام صفحه در ۲۲ روزنامه در سراسر جهان کرد که در آن نوشته بود:
«نقشه چیست؟ آن نقشه عبارتست از برپایی حکومتی جهانی و یک دین نوین جهانی به رهبری مایتریا.»
اگر فکر می کنید بنجامین کرام تنها دچار اشتباه در تشخیص شده و هدفش خیر است به این سخنان او توجه کنید:
«برای بسیاری در حال حاضر، این هوشیاری که عبارتست از شناخت سطحی بالاتر از آگاهی که در اختیار کسانی است که در حال تشکیل حکومت معنوی خود هستند، استادان آیین های ورودی جهان. وجود آن ها نخستین بار توسط اچ.پی بلاواتسکی، کمک-موسس جامعه تئوصوفی در سال ۱۸۷۵ آشکار شد. جزئیات بیشتر درباره ارتباط با این سران و اقدامات آن ها توسط آلیس بیلی در سال های ۱۹۱۹ تا ۱۹۴۹ ارائه شد. او در کتاب «عمومی سازی سلسله سران» طرح این مردان روشنی یافته را برای بازگشت و انجام اقدامات فیزیکی فاش کرد و من نیز اضافه می کنم، این نقشه آغاز شده است.»
بنجامین کرام – ظهور مجدد مسیح و سران حکمت

بنجامین کرام جهت تبلیغ آمدن مایتریا موسسه «اشتراک بین المللی» و یک سایت اینترنتی تاسیس کرده است و مرتبا به نقاط مختلف جهان سفر می کند تا با برگزاری جلساتی، از مایتریا برای مردم مطلب انتقال دهد. جلساتی که گفته می شود سیاستمدارانی چون میخائیل گورباچوف و جورج بوش در آن شرکت کرده اند.
همانطور که اشاره شد ارتباط با موجودات ماورایی از کارهای اصلی این فرقه است. شخص بلاواتسکی کتاب «تعالیم سری» را با راهنمایی یکی از سران روحانی به نام «کوت هومی» نوشته است.

آلیس بیلی یکی دیگر از رهبران تاثیر گذار تئوصوفی، به گفته خود با انتقال از موجود ماورائی تبتی به نام «دجوال کول» ، ۲۴جلد کتاب نوشته است. نمونه هایی از این دست در تئوصوفی، جنبش عصر جدید و فراماسونری فراوان یافت می شود.

تناسخ و تکامل، امکان خدا شدن انسان، یکی بودن خدا، انسان و طبیعت

یکی از اصول فکری تئوصوفی و جنبش عصر جدید نظریه تکامل است. در حقیقت نخستین کسی که نظری تکامل را مطرح کرد چارلز داروین نبود و طبق انجیل مسیحیان، نخستین نفر شیطان بود که در باغ عدن به آدم و حوا گفت: «اگر از آن سیب بخوری، خدا خواهی شد». ایده تکامل از زمان های باستان جزء تعالیم اصلی نهان پیشگان بوده است. در واقع تئوری داروین تنها تلاشی برای پوشاندن لباس علمی به آن ایده بود و البته موفق شد آن را در دنیا فراگیر کند.


تلاش های فراوانی جهت یافتن شواهدی برای اثبات نظریه تکامل انجام گرفت که یکی از تاثیر گذارترین آن ها، یافته ها و در واقع جعلیاتی بود که توسط کشیشی عضو جامعه یسوعیون به نام پیتر تیلارد دی شاردان انجام پذیرفت. اقدامات و نظریات شاردان تاثیر بسزایی در پذیرش نظریه تکامل توسط کلیسای کاتولیک داشت. پاپ ژان پل در سال ۱۹۸۶ با تاثیر از نظریات شاردان و بر اساس سند «واتیکان ۲″»روزجهانی دعا برای صلح» را سازماندهی کرد. هدف اصلی این مراسم که مشابه آن در سال های بعد نیز تکرار شد، اتحاد ادیان بود و طی آن از نمایندگان ادیان آسمانی و مشرک دعوت به عمل آمده بود و حتی شخص پاپ آیین پرستش خدایان ادیان مشرک را به جا آورد. این اقدامات تیلارد باعث محبوبیت چهره او در بین طرفداران جنبش عصر جدید شد تا جایی که برخی به او لقب پدر عصر جدید دادند.
تیلارد در رابطه با منجی متحد کننده ادیان می گوید:
«من اعتقاد دارم آن منجی که همه بدون شک منتظرش هستیم، یک منجی جهانی خواهد بود و آن منجی، مسیح تکامل است. به نظر من همگرایی ادیان حول یک منجی جهانی که اصول تمام آن ها را ارضاء کند، تنها راه تغییر جهان است و تنها از این طریق دین آینده قابل دست یافتن است.»


براد استایگر ، طرفدار جنبش عصر جدید در کتاب «برادری» بیان می کند انسان در دین جدید در می یابد که خداست و این مقصود ادیان باستانی بوده است:
«بسیاری متقاعد شده اند که عصر برج دلو، منادی دینی جدید است. حتی در آن دیگر کلمه دین به کار نخواهد رفت. در آن زمان از مسئله اصلی درک واقعی تری خواهیم داشت و شخص از سطح اعتقاد به یک چیز کامل تر شده، به یک چیز تبدیل می شود و آنچه را که ادیان باستانی سعی داشتند بیان کنند، در خواهد یافت: آرام شوید و دریابید که خدا هستید. در واقع این دین بزرگ جدید است و در آن همه و هر کسی در خواهد یافت که خداست.»
مفهوم پیوسته و مترادف با تکامل و البته از اصول تئوصوفی، مفهوم تناسخ و زندگی ابدی روح در بدن های مختلف است. بنابر عقاید تئوصوفی، انسان بوسیله شیطان قدرت تفکر پیدا کرد و می تواند با تکامل و تصرف طبیعت و جهان به خدا تبدیل شود. ویلمهرست فراماسون نیز هدف ماسونری را ساختن انسان-خدا تعریف می کند و می گوید:
«نقطه اوج در لژ، بیانگر نهایت سطح آگاهی ممکن برای ماست که وقتی استعداد هایمان را به حد کمال رشد دهیم، بی نهایت خواهد بود. انسان که از زمین زاده شد و در قلمرو طبیعت رشد کرد تا به سطح عقلگرایی کنونی رسید، باید تکامل خود را تا رسیدن به سطح خدایی ادامه دهد و سطح آگاهی اش را با آگاهی محیط بر عالم یکی کند. این هدف نهایی تمام آیین های ورودی بوده و هست.»
ویلمهرست –مفهوم فراماسونری

حتما مطلع هستید که با وجود رد شدن نظریه تکامل با شواهد متعدد، همچنان این نظریه پایه بسیاری از علوم قرار داد و توسط سیستم های آموزشی سراسر جهان تعلیم داده می شود.

ضرورت تشکیل نظم نوین جهانی در آستانه عصر جدید و آماده سازی مردم برای قبول آن


یکی از رهبران برجسته و تاثیر گذار تئوصوفی آلیس بیلی متولد ۱۸۸۰ بود. طرح او برای برپایی نظام نوین جهانی در عصر جدید و دین واحد آن، امروزه توسط صاحبان قدرت و رسانه به کار گرفته شده و به صورت گسترده در حال اجراست. طبق طرح او برای دستیابی به جهان تک حکومتی با دینی واحد، بایستی به جهانیان تئوصوفی و فراماسونری آموزش داده شود. او در کتاب «عمومی سازی سلسله مراتب سران» برای نبرد اندیشه ها در آینده اینگونه برنامه ریزی می کند:
«جنگ بزرگی در دنیای افکار با سلاح اندیشه به راه خواهد افتاد. این جنگ شامل حوزه احساسی که به خاطر تعصبات آرمانگرایانه به وجود می آید نیز خواهد بود. این تعصبات طبیعی علیه ظهور دین جهانی و نهان پیشگی خواهد جنگید. … نباید فراموش شود که تنها کار آموزان و شاگردان نهانپیشگان، هسته اصلی دین جهانی را تشکیل خواهند داد.
بنابر این بدون شک، در حال حاضر آشنا سازی عموم مردم با ماهیت تعالیم اسرار آمیز از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. … هنگامیکه آن سرور همراه پیروان و شاگردانش بیاید، ما باید برای تازه واردان، تعالیم اسرار آمیز را ترمیم کرده و معانی زود فهمی از آن ارائه کنیم.»
آلیس بیلی – عمومی سازی سلسله مراتب سران

به عقیده نهان پیشگان، تعالیم و مکتب اسرار آمیز که از شیطان به انسان رسیده، در دست فیلسوفان باستان بوده است اما به گونه ای از میان رفته و این وظیفه نهان پیشگان است تا سنت های باستانی را جستجو و حقایق نهان آن را کشف کنند و بوسیله آن حکمت ها، مشکلات جهان را برطرف کنند.
آلیس بیلی معتقد بود فراماسونی محل خوبی برای تربیت نهان پیشگان ماهر آینده جهت اهداف تئوصوفی است:
«جنبش ماسونری در حالی که می تواند از سیاست و اجتماع دور بماند و در وضعیت انفعال کنونی باقی بماند، به این نیاز خواهد رسید که می تواند و باید قدرت را بدست گیرد. آن ]ماسونری[ نگهبان قانون است. آن خانه تعالیم اسرارآمیز و محل ورود [به مکتب] است. در نماد های آن آیین خدایی موجود است و راه رستگاری بصورت مصور در بطن اعمال آن محفوظ است. راه خدایی در معابد آن نشان داده شده و تحت چشم جهان بین کارها به پیش می رود. آن چیزی بیش از یک سازمان نهان پیشگی است که قابل درک باشد و آموزشگاه حرفه ای نهان پیشگان ماهر و تازه وارد خواهد بود.»
آلیس بیلی –عمومی سازی سلسله مراتب سران

بیلی همچنین بیان می کند که فراماسونری و نهان پیشگی، دین عصر جدید است که باید به مردم آموزش داده شود و چون هرکسی وارد انجمن های ماسونری و یا آیین های مذهبی نمی شود، باید از طریق سیستم آموزشی تعلیم آن ها را انجام داد:
«سه محل اصلی آماده سازی مردم برای عصر جدید را می توان کلیسا، انجمن های برادری ماسونری و حوزه آموزش دانست. …سرور والا از طریق برنامه های آموزشی در جهان به دنبال عامه مردم هوشمندی می گردد که از طریق آیین ها و نمادگرایی مانند ماسونری و یا از طریق مذهب و مراسم های مذهبی مانند کلیسا قابل دسترس نیستند.»
آلیس بیلی –عمومی سازی سلسله مراتب سران

همانطور که پیش تر اشاره شد آلیس بیلی در سال ۱۹۱۹ با موجودی تبتی به نام «دجوال کول» ارتباط برقرار کرد و تا سال ۱۹۴۹، ۲۴ جلد کتاب نوشت. او برای انتشار آثارش و همچنین آثار بلاواتسکی و جامعه تئوصوفی، «انتشارات لوسیفر» را تاسیس کرد که بعدا به خاطر صراحت زیاد، نامش را به «تراستِ لوشیس» تغییر داد. تراست لوشیس به یکی از سازمان های اصلی عصر جدید بدل شد و هم اکنون نیز در حال فعالیت است. تراست لوشیس مستقیما وابسته به سازمان ملل متحد است و در آن به عنوان یکNGO، فعالیت های مختلفی از جمله انتشار آثار سازمان ملل را انجام می دهد. بدون شک سازمان ملل متحد یکی از مروجین و مجریان اصلی تئوصوفی و جنبش عصر جدید است. رابرت مولر یکی از شاگردان آلیس بیلی که بمدت ۴۰ سال عضو دبیرخانه سازمان ملل بوده است می گوید:
«ما باید با آخرین شتاب ممکن به سمت جهان تک حکومتی، دین واحد جهانی تحت یک رهبر جهانی حرکت کنیم.»
رابرت مولر همچنین برای عمل به طرح استادش در نقاط مختلف جهان و با تایید سازمان ملل مدارسی را تاسیس می کند که به گفته خود او تعالیم آن مدارس بر اساس کتاب های آلیس بیلی است.


بد نیست نظر مبلغ اصلی رهبر جهانی نهان پیشگان (مایتریا)، بنجامین کرام را نیز درباره دین عصر جدید بدانیم:
«دین عصر جدید تعالیم خود را از طریق سازمان هایی چون فراماسونری بیان خواهد کرد. هسته مکاتب اسرار آمیز در فراماسونری گنجانده شده است.»

لزوم نابودی افراد ناسازگار با نظم نوین جهانی

حال باید دید جنبش عصر جدید چه برنامه ای برای کسانی که دین جدید را نپذیرند و وارد مکاتب اسرار آمیز نشوند دارد. آیا آن ها طبق شعارهای به ظاهر صلح جویانه خود مانند تشکیل انجمن برادری جهانی، با مخالفاشنان مدارا خواهند کرد ؟ مطمئنا خیر، آلیس بیلی معتقد است نابودی موانعی که در سر راه هدف قرار بگیرد، عمل بدی نیست و بسیار مطلوب نیز هست:
«نگذارید فراموش شود که زندگی، هدف و مقصد از پیش تعیین شده آن در الویت است و زمانی که ثابت شد عاملی در راه رسیدن به هدف، ناقص عمل می کند یا با حالت مریض و لنگ لنگان پیش می رود، حذف آن عامل از نقطه نظر سران روحانی یک مصیبت نیست. مرگ مصیبیتی هراسناک نیست. در حقیقت عمل نابودگر، عملی خشن و نامطلوب نیست. مجوز این نابودگری توسط محافظان نقشه صادر شده است تا شر به خیر تبدیل شود.» آلیس بیلی –»آموزش درعصرجدید»
باربارا مارکس هوبارد یکی از رهبران جنبش عصر جدید در این رابطه چنین می گوید:
«در بین طیف های مختلف مردم تنها یک چهارم بالا رفتن را انتخاب می کنند .. و یک چهارم در برابر این انتخاب مقاومت می کنند. آن ها به زندگی با تکامل مداوم علاقه ای ندارند. حال که ما در حال انتقال از سطح انسان مخلوق به سطح انسان کمک-خالق هستیم، آن یک چهارم خرابکار باید از جامعه حذف شود، خوشبختانه شما عزیزان محبوب من، مسئول این کار نخواهید بود. ما مسئول هستیم. ما مسئول اجرای پروسه گزینش خدا برای سیاره زمین هستیم. او انتخاب می کند و ما نابود می کنیم. ما سواران» اسب سفید» آخرالزمان، مرگ هستیم.»
باربارا مارکس هوبارد –»همکاری در آفرینش»

هوبارد همچنین در کتاب «تولدت مبارک سیاره زمین» می نویسد:
«پایان این دور از دوره تکامل فرا خواهد رسید. همه آنچه ما می دانیم انتخاب است و تمام کاری که باید انجام دهیم انتخاب کردن است. همه کسانی که انتخاب می کنند تا به مسیح ذاتی خود تبدیل شوند، از درون راهنمایی خواهند شد تا چگونه عمل کنند. همه کسانی که تکامل را انتخاب نکنند، خواهند مرد. در آن وقت دوره کودکستان در زمین به پایان می رسد.»
باربارا مارکس هوبارد –تولدت مبارک سیاره زمین

رابرت مولر طرفدار جنبش عصر جدید و فعال سازمان ملل متحد که پیش تر به او اشاره شد، می گوید:
«من در تعجبم که چرا تا بحال کسی به فکر ساختن زمینی پیشرفته نیافتاده است، سازمانی که در رقابت با ازدیاد جمعیت، پا در کفش «زمین مادر» کند و هر زمان از تعداد انسان ها یا مصرف کنندگان کم شود غرق در شادمانی گردد. باید برای افراد، حوادث یا موسساتی که بتوانند از جمعیت انسان ها یا مصرف کنندگان منابع زمین بکاهند، جایزه در نظر گرفت. و نخستین جایزه را باید به سازمان ملل متحد داد که با برگزاری کنفرانس های کنترل جمعیت و برنامه های ضد افزایش جمعیت، در سال های ۱۹۵۲ تا ۲۰۰۰، از تولد ۲ بیلیون و ۲۰۰میلیون نفر جلوگیری کرد.»
رابرت مولر – «ایده ها و آرزوها برای جهانی بهتر»

نظم نوین جهانی و دروغ ۲۰۱۲

حتما همه شما نظریات مختلف درباره وقوع اتفاقی غیر مترقبه در سال ۲۰۱۲ را شندیده اید. نظریاتی که طی سال های اخیر بشدت در حال تبلیغ است و در دو دسته قرار می گیرد. دسته اول که غالب این نظریات را شکل می دهند، پیش بینی نابودی زمین بر اثر حادثه ای طبیعی بر اثر عواملی مانند: قرار گرفتن خورشید در مرکز کهکشان راه شیری، در یک خط قرار گرفتن سیارات منظومه شمسی، جابه جا شدن قطب شمال و جنوب زمین، انفجاری بزرگ در خورشید، برخورد یک شهاب سنگ یا سیاره نیبیرو به زمین و از همه معروف تر پیش بینی تقویم مایان ها از پایان یافتن تاریخ در ۲۰۱۲ است.
جالب این است که پیش بینی شده است تمام این اتفاقات قرار است دقیقا در سال ۲۰۱۲و حتی در روز ۱۲ سپامبر اتفاق بیافتد که بیشتر شبیه به یک لطیفه می ماند. محققانی که به درستی در این زمینه تحقیق کرده اند برای هیچ کدام از این ادعاها شاهدی نیافتده اند، حتی در فرهنگ مایان ها هیچ اشاره ای به پایان تاریخ در سال ۲۰۱۲ پیدا نشده است و تقویم آن ها تنها بر اساس محاسبه و مشاهده دوره چرخش ستارگان با مشاهده از روی زمین ساخته شده است. علاوه بر این که انجام چنین محاسباتی بسیار قبل تر از آن ها در یونان انجام شده بود، دوره چرخش ستارگان تنها یک خصوصیت بصری است و تنها برای کسی که از زمین آن را مشاهده می کند مصداق دارد و بیرون از سیاره زمین هیچ ویژگی خاصی ندارد.
دسته دیگری از نظریات که غالبا توسط طرفداران جنبش عصر جدید تبیلغ می شود بیان می کنند که در سال ۲۰۱۲ به واسطه قرار گیری زمین در موقیت خاصی نسبت به ستارگان، انرژی خاصی از ستارگان به زمین می رسد و بگونه ای (که خودشان نیز نمی دانند چگونه) باعث جهش و افزایش ناگهانی سطح آگاهی و هوشیاری مردم جهان می شود. که البته این نظر را تنها کسانی بدون دلیل قبول می کنند که پیرو آن ها باشند. دقت کنید که این ایده با افزایش دانش مردم در آخرالزمان که در روایات ما آمده است تفاوت دارد، آن ها علت این جهش را انرژی روحانی ساتع شده از ستاره ها می دانند.
حال چرا این دروغ ها به صورت گسترده در حال تبلیغ است؟ زیرا صاحبان قدرت و طرفداران عصر جدید عقیده دارند در سال ۲۰۱۲به عصر برج دلو وارد می شوند و در نتیجه باید مردم را از طریق پروپاگاندای تبلیغاتی آماده اهداف خود کنند.
مایکل پی مائو از طرفداران عصر جدید می گوید:
«۲۰۱۲آنچنانکه پیش بینی شده است، پایان دنیا نیست، بلکه آغاز عصری طلایی، عصر برج دلو است که در حدود سال ۲۰۱۲ آغاز می شود.» مایکل پی مائو –پیشگوییها درنیایشهای ژرمانوس
دکتر کریستوفر پپلر عقیده جنبش عصر جدید درباره سال ۲۰۱۲ را چنین توضیح می دهد:
«آن ها معتقدند عصری که در حدود سال ۲۰۱۲فرا خواهد رسید، عصر برج دلو خواهد بود. آن ها می گویند این عصر، عصر روشن شدن اندیشه ها و اتحاد جهانی است، جهان پس-مسیحیت.»
کریستوفر پپلر –مکاشفات در ستاره ها

موسس گروه ماسونی «باشگاه رم» ، اروین لاسلو به همراه شاگرد جیدو کریشنامورتی (تئوصوفیت مشهور)، دیپاک چوپرا و میخائیل گورباچف کتاب «۲۰۱۲ انتقال جهان» را نوشته و در آن نظریات ۲۰۱۲ را ترویج کرده اند. لاسلو همچنین یک سایت و سازمان مشابه دیگری با نام «باشگاه بوداپست» تاسیس کرده است که نظریات ۲۰۱۲ و عقیده تکامل انسان در جنبش عصر جدید را تبلیغ و ترویج می کنند. از اعضای این باشگاه می توان رابرت مولر، عضو سابق دبیرخانه سازمان ملل و باربارا مارکس هوبارد را نام برد که می گوید:
«ما در حال طرح ریزی برای ۲۰۱۲ بودیم و آن طرح هم اکنون در حال اجراست.»
نکته جالب توجه دیگر، وضعیت جنبش های مردمی ضد نظم نوین در غرب است. از یک طرف محققان دارای اعتقادات مسیحی مانند: ولیام کوپر و فریتز اسپرینگ مایر و …هر یک بگونه ای (ترور، زندانی شدن و…) ساکت شده اند و ازطرف دیگر برخی رهبران جنبش های مردمی مانند: دیوید آیک، مایکل تساریون، جوردن مکسول، دیوید ویلکاک و … آزادانه و بدون هیچ مشکلی در حال ادامه کار خود هستند و در کنار متهم کردن و بعضا افشا کردن سران جوامع مخفی، همان افکار و نظریات تئوصوفی (و جنبش عصر جدید) و اتوپیای آن (همان نظم نوین جهانی) را ترویج و تبیلغ می کنند.

جمع بندی:

همانطور که مشاهده کردید آموزش فراماسونری و نهان پیشگی در دستور خود برگزیدگان صاحب قدرت قرار دارد و به راحتی می توانید ترویج آن را در رسانه های گوناگون (فیلم های سینمایی، بازی و …) مشاهده کنید. جای تعجب نیست که اکثر محصولات تولید شده در رابطه با فراماسونری در قالب معمایی و رمز آلود ساخته شده اند و در پوشش افشاسازی جوامع مخفی، مخاطب را با انبوهی از نماد ها، عقاید و سنتهای شرک آمیز نهان پیشگان باستان، بمباران می کنند و به این طریق به او نهان پیشگی را آموزش می دهند. بسیاری از مردم عادی در غرب که مخالف نظم نوین جهانی هستند پیرو رهبرانی شده اند که خود در ظاهرِ مبارزه با این جریان، همان عقاید فراماسونری را به آن ها تلقین کرده و در حقیقت مردم ساده را در جبهه نظم نوین جهانی قرار داده اند. ما نیز باید بسیار مراقب باشیم که فریب این به ظاهر افشاسازی ها و نسخه های بدلی را نخورده و از جبهه حق و یاری مهدی موعود (عج) خارج نشویم.

منبع: ذی طوی

توضیح: تاریخ عنوان شده برای پایان دنیا و شروع عصر جدید ، 21 دسامبر 2012 است یا به عبارت دیگر 21/11/2012

با تشکر از دوستان عزیز گروه ذی طوی و سلمان جان برای آماده سازی این مقاله پر محتوا

سنگسار پیش ازاسلام

برخی با این تصور که نقطه ضعفی از اسلام پیدا کرده اند، دائم قضیه ی سنگسار را مطرح می کنند و چه بسا بعضی خیال کنند که اسلام مبتکر این نوع مجازات است. در اینجا مجازات سنگسار را از ادیان و ملل دیگر پی می گیریم. از دوست بسیار عزیزم فیلیس تشکر می کنم که با معرفی سایتهای متعدد، زمینه ی نگارش این نوشته را فراهم کرد.
یادآوری: اسلام همان مجازاتی را که در آن دوران پذیرفته بودند، به کار گرفته و در کنار آن، ولایت فقیه را نیز پیش بینی کرده تا هرگاه این حکم، برای مردم قابل پذیرش نبود یا مشکلاتی پدید آورد، از اجرای آن جلوگیری کند؛ چنانکه چند سالی است که در ایران اجرا نمی شود.

سنگسار نزد سومریان
قدیمی‌ترین قوانین‌ بشر که به صورت مکتوب به دست ما رسیده لوحهای سومری است و قدمت آنها به 4400 سال می‌رسد. در یکی از این لوحها حکم سنگسار با متن زیر کنده کاری شده است:
کسی را که دزدی کرده و زنی را که با دو مرد زناشویی کرده باید سنگسار کرد. آنها را باید با سنگ‌هایی که نیت شیطانی آنها بر روی آن حک شده سنگسار کرد. زنی را که به مردی چیزی را که نباید می‌گفته [آن کلمات روی لوح ناخوانا هستند]، گفته است باید دهانش را با آجر پخته کوبید تا دندان‌هایش خرد شوند. آجری که گناه و جرم آن زن بر روی آن حک شده است.

سنگسار در عصر هخامنشی
مطلبی که دوستمان امید در همین وبلاگ داشت، با استفاده از منابعی، نشان داد که در عصر هخامنشی مجازات خیانت به وطن و ارتباط با کنیزان شاه، سنگسار بوده است.

http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/-1409530.htm

http://negah-e-man.persianblog.ir/1386/5/

سنگسار در عصر ساسانیان
در دوره ساسانیان که برخلاف هخامنشیان دوران حکومت موبدان است مجازات مسیحیت بعنوان ارتداد با سنگسار پاسخ داده می شده است که این حساسیت ساسانیان ناشی از نفوذ مذهب تمدن رقیب, رم, به مرزهای غربی ایران بوده است.

http://negah-e-man.persianblog.ir/1386/5/

سنگسار در تورات
در تورات بیست و شش بار به مجازات سنگسار اشاره شده است. بعضی موارد آن بدین قرار است:
ـ ترس موسی از سنگسار شدن توسط مصریان است. (خروج 8-26)
ـ پس از اینکه موسی قوم خود را از چنگ فرعون درآورد اینبار توسط قوم خود، بنی اسرائیل به سنگسار تهدید می¬شود زیرا به منطقه¬ای خشک و بی¬آب وارد شده¬اند و بنی اسرائیل موسی را موجب تشنگی و بدبختی خود می¬دانند. (خروج 17-4)
ـ خدا به مردم می¬گوید: اگر کسی به کوه سینا نزدیک شود باید سنگسار گردد حتی اگر حیوان باشد (خروج 19-13)
ـ کسی که فرزند خود را برای خدای مولک قربانی کند، سنگسار می شود (لاویان 20-2)
ـ جادوگر باید تحت هر شرایطی سنگسار گردد (لاویان 20-27)
ـ جوانی که به خدا کفر می¬گوید و خدا به موسی می¬گوید که باید او را سنگسار کنید و از این پس هم باید هر کافری را سنگسار کرد(لاویان 24-14 و 24-15 و 24-23)
ـ کسی که قانون روز سبت را شکسته و به خواست خدا موسی او را سنگسار می¬کند (اعداد 15-35)
ـ کسی است که بقیه را به بت پرستی دعوت کند حکمش سنگسار است (تثنیه 13-9 و 13-10)
ـ در تورات می خوانیم: اگر مردی پسر لجو ج و سرکشی داشته باشد که با وجود تنبیهات مکرر والدین، از ایشان اطاعت نکند، در این صورت باید پدر و مادرش او را نزد ریش سفیدان شهر ببرند و بگویند: «این پسر ما لجوج و سرکش است، حرف ما را گوش نمی کند و به ولخرجی و میگساری می¬پردازد.» آنگاه اهالی شهر او را سنگسار کنند تا بمیرد. (تثنیه 21-18 تا 21-21)
ـ حکم سنگسار برای دختری که در زمان ازدواجش باکره نباشد (تثنیه 22-21)
ـ حکم سنگسار زن و مردی که در داخل حصار شهر هم بستر شوند در حالی که دختر نامزد داشته است (تثنیه 22-23 و 22-24)
ـ علخان نامی به فرمان یوشع به دلیل دزدی از غنایم سنگسار شد (یوشع 7-25)
ـ بنی اسرائیل پس از شکست در جنگ و اسارات زنان و کودکانشان قصد سنگسار داود می¬کنند (اول سموئیل 30-6)
ـ بنی اسرائیل فرستاده پادشاه ادونیرام را سنگسار می¬کنند. (اول پادشاهان 12-18)
ـ ملکه ایزابل به فرمانی نابوت را به گودال سنگسار می¬فرستد (اول پادشاهان 21- 10 و 21-13)
ـ ماجرای سنگسار کردن زکریا توسط علمای یهود (دوم تواریخ 24-21)

قرآن
قرآن کریم نیز از وجود سنگسار در میان اقوام دیگر خبر داده است:
ـ گفتند: اى شعیب! … اگر بخاطر احترام قبیله کوچکت نبود تو را سنگسار مى‏کردیم. (هود، آیه 91)
ـ (در داستان اصحاب کهف) اگر آنها (بت پرستان) از وضع شما آگاه شوند و بر شما دست یابند سنگسارتان مى‏کنند یا به آئین خویش بازمى‏گردانند. (کهف، آیه 20)
ـ (آزر) گفت: اى ابراهیم آیا تو از خدایان من روى‏گردانى؟! اگر از این کار خوددارى نکنى به طور قطع تو را سنگسار خواهم کرد. (مریم، آیه 46)
ـ (قوم نوح) گفتند: اى نوح، اگر از این سخنان خوددارى نکنى به طور قطع سنگسار خواهى شد. (شعراء، آیه 116)
ـ (اصحاب قریه خطاب به چند تن از پیامبران:) اگر از این سخنان دست برندارید حتما شما را سنگسار خواهیم کرد. (یس، آیه 18)
ـ (حضرت موسی:) من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‏برم از اینکه مرا سنگسار کنید. (دخان، آیه 20)

منبع : گفتگو با زرتشتیان

فراماسونری، دین نوین جهانی بخش اول قسمت اول


در سال های اخیر روز به روز شاهد شدت یافتن تولید آثاری با مضمون فراماسونری و جوامع مخفی بوده ایم. و حتی در برخی از این آثار با قرار دادن این جوامع در هسته داستان، بگونه ای به آن پرداخته اند که گویی تولید کنندگان این آثار ضد نظم نوین جهانی و در حال افشا سازی آن ها هستند. دو اثر شاخصی که انگیزه من برای تحقیق در این زمینه شد دو بازی “کیش اساسین” 1 و “معبر”2 بود، اما این دو تنها نمونه ای از این آثار هستند و رسانه های غربی و حتی برخی افراد به ظاهر ضد نظم نوین، که در غرب رهبری جنبش های مردمی را به دست گرفته اند، طبق یک نقشه و طرح در حال فعالیت هستند.

این مقاله در دو بخش تنظیم شده است، در بخش اول به بررسی خط فکری این آثار پرداخته می شود، که اگر با دقت مطالعه شود، هدف پنهان این آثار برای شما آشکار خواهد شد. اما در بخش دوم برای ذکر نمونه، ۲ بازی “کیش اساسین” 3 و “معبر”4 طبق این یافته بررسی می شود.

نظم نوین جهانی چیست؟

حتما همه شما با نظم نوین جهانی آشنا هستید، گروهی از صاحبان قدرت اقتصادی، نظامی، سیاسی و رسانه ای سالهاست تحت پوشش جوامع مخفی مانند فراماسونری، ایلومناتی و … برای ایجاد یک نظام جدید و جهان تک حکومتی برنامه ریزی و تلاش کرده و می کنند. اما آرزوی برپایی نظم نوین جهانی قدمتی بسیار بیشتر از تشکیل این جوامع مخفی دارد. برای این که متوجه سخن بنده شوید به این بخش از سخنرانی جورج بوش در سخنرانی افتتحایه ریاست جمهوری اش در سال ۲۰۰۵ توجه کنید:

«هنگامی که بنیانگذارن کشور ما، نظم نوین اعصار را اعلان کردند، بر اساس یک آرزوی باستانی عمل کردند که بایستی محقق شود.»

این آرزو که هزاران سال است نزد نهان پیشه گان حفظ شده، برپایی مجدد امپراطوری آتلانتیس، حکومت فیلسوفان برگزیده است که از آن با عنوان “کار بزرگ” یاد می کنند.

«دموکراسی جهانی، آرزوی سری فلاسفه بزرگ باستان بوده است. آن ها هزاران سال پیش از کلومبوس از وجود نیمکره غربی ما آگاه بوده اند و آن را به عنوان مکان امپراطوری فیلسوفان انتخاب کردند. … طرح هوشمندانه مردم باستان تا به امروز باقی مانده است و اجرای آن ادامه خواهد داشت تا “کار بزرگ” محقق شود.»

منلی پی هال5 – “تقدیر سری آمریکا”

منلی پی هال فیلسوف-ماسون درجه ۳۳ و بگفته آن ها بزرگترین فیلسوف ماسونری، در جایی دیگر می گوید:

«آتلانتیس جدید ترسیم حکومتی ایده آل در زمین است و روزی را پیشگویی می کند که از میان بشر سازمانی گسترده از فیلسوفان برگزیده برخواهد خواست. انجمنی متشکل از افراد روشنی یافته که هم پیمان شده اند تا بدنبال کشف  قوانین زندگی و اسرار گیتی بگردند. … عصر حدود و مرزها به پایان رسیده است و ما در حال نزدیک شدن به عصری باشکوه هستیم که در آن دیگر ملیت ها وجود نخواهد داشت، مرزهای نژادی و طبقاتی حذف می شوند و تمام زمین تحت فرمان یک نظام، یک حکومت و یک مجموعه اجرایی قرار می گیرد.»

در مورد این ” عصر جدید” در قسمت دوم از بخش اول توضیح خواهم داد اما قبل از آن باید مفهوم آتلانتیس را که برای نهان پیشگان و مکاتب اسرار آمیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است، شناسایی کنیم.

آتلانتیس: اتوپیای نهان پیشگان

قدیمیترین نوشته موجود درباره آتلانتیس متعلق به افلاطون6 فیلسوف یونان باستان است. در ۲۵۰۰ سال پیش افلاطون رساله ای با نام کریتیاس7 نوشت و در آن داستان سفر شاعر و قانون گذار یونان باستان “سالون”8 را بازگو می کند. سالون برای کسب دانش و معرفت به مصر سفر می کند و در آنجا با یک روحانی مصری ملاقات می کند که برای او امپراطوری باشکوه آتلانتیس را توصیف می کند.

منلی پی هال در این رابطه می نویسد:

«در توصیف افلاطون از آتلانتیس، اتحادیه ای از ۱۰ فرمانروای کریم بر ملل پایین تر حکمرانی می کردند و با هم عهد بسته بودند تا از قانون الهی امپراطوری پاینده خود پیروی کنند. آن (آتلانتیس) دموکراسی فیلسوفان بود که در آن هر کسی حق داشت از طریق خود تأدیبی و خود شکوفایی به مقام حکیمی برسد. از داستان اینطور برداشت می شود که آن ۱۰ فرمانروای کریم، فیلسوف بوده اند.»

منلی پی هال –  تقدیر سری آمریکا9

بر اساس داستان ها ساکنین آتلانتیس دارای تمدن بسیار پیشرفته بودند، در فراوانی نعمت و شادمانی زندگی می کردند، هر کاری را به سرعت انجام می دادند، در یک لحظه از جایی به جایی دیگر سفر می کردند، دارای دانش و حکمت بودند و با سفر به نقاط مختلف جهان آن را به انسان ها منتقل می کردند و در هرجا وارد می شدند تمدن ایجاد می کردند و بناها و معابد بزرگ می ساختند. اما بعد از یک دوره طلایی دست به فساد زدند و به همین خاطر بوسیله یک طوفان بزرگ در آب غرق و نابود شدند.

ایگناتیوس دانللی10 در کتابش با نام “آتلانتیس، جهان پیش از طوفان”11 می نویسد:

«داستان طوفان نوح به روشنی اشاره به ویرانی آتلانتیس است و با بسیاری از خصوصیات آتلانتیسِ توصیف شده توسط افلاطون مطابقت دارد. مردمی که در آنجا از بین رفته اند در سرور، شادمانی و به نوعی در معصومیت زندگی می کردند. آن ها بسیار قدرتمند شدند، اما دست به تباه کاری زدند و بوسیله آب نابود شدند.»

حتما متوجه شباهت این داستان با داستان حضرت آدم و حوا در باغ عدن شده اید، کمی جلوتر خواهید دید که نهان پیشگان با همین دید به آتلانتیس نگاه می کنند. آتلانتیس و برپایی مجدد آن از زمان باستان مورد توجه نهان پیشگان بوده و داستان ها و اساطیر زیادی بر اساس آن ساخته اند.

ایگناتیوس دانللی با بررسی افسانه آتلانتیس و فرهنگ های باستانی نتیجه می گیرد که المپیوس12 ، هسپرادیس13 ، اسگارد14 ، الیشان15 باغ عدن و سرزمین های بهشت گونه دیگر، همان آتلانتیس در فرهنگ های یونان، فنیقیه، اسکاندیناوی و … است و ۱۲ خدای یونان و روم باستان،  زئوس16 (ژوپیتر17)، هرا18 (جونو19)، پوزئیدون20 (نبتون21)، دمتر22 (سیریس23)، آپولو24 ، آرتمیس25 (دایانا26)، هفائستوس27 (والکان28)، پالاس آتنا29 (مینروا30)، آرس31 (مارس32)، آفرودیته33 (ونوس34)، هرمس35 (مرکوری36) و هستیا37 (وستا38)، شخصیت های ساخته شده بر اساس پادشاهان، ملکه ها یا قهرمانان آتلانتیس بوده اند.

چنانچه هر یک از مکتاب اسرار آمیز را بررسی کنیم، ریشه تمام آن ها را در آتلانتیس می یابیم. به عنوان نمونه، دکترین اصلی این مکاتب هرمتیک39 است و بر اساس عقاید آن ها خنون40 اولین پادشاه آتلانتیس، اولین تعلیم دهنده مکاتب اسرار آمیز است که در یونان باستان هرمس، در روم باستان مرکوری و در مصر باستان ست41 نامیده می شود. البته خنون یا ادریس (ع) پدربزرگ حضرت نوح (ع) اینگونه نبوده است، اما نهان پیشگان شخصیت او را تحریف کرده و به صورت دلخواه خود درآوردند.

برای اینکه دریابیم منظور از مکاتب اسرار آمیز، حکمت و عرفان مورد نظر آن ها چیست، بهتر است تعریفی از آن داشته باشیم:

آلبرت مکی42 ، ماسون درجه ۳۳ در دایره المعارف فراماسونری43 خود اینگونه توضیح می دهد:

«هر یک از خدایان مشرکان (علاوه بر نوع عمومی و آشکار) یک آیین پرستش مخصوص به خود داشتند که هیچکس از آن اطلاع نداشت مگر کسانی که از آیین های آزمایشی که آن را “آیین ورودی”44 می نامیدند عبور کرده باشد، آن آیین سری پرستش، مکتب اسرار آمیز نامیده شد.»

همچنین منلی پی هال در کتاب “معارف باستانی از پیروان خود چه می خواهد” می نویسد:

«در گذشته های دور خدایان با انسان ها همراه شدند و از میان آن ها عاقل ترین و راست ترین را برگزیدند و کلید معارف خود که دانش خیر و شر بود را در دستان این فرزندان هدف و روشنی یافته باقی گذاشتند. این روشنی یافتگان بنیانگذار چیزی شدند که ما آن را با عنوان مکاتب اسرار آمیز می شناسیم.»

البته می دانید که منظور منلی پی هال از خدایان، شیطان است و اشاره او به داستان حضرت آدم و حوا در باغ عدن و فریب آن ها توسط شیطان است. طبق اعتقاد آن ها شیطان با دادن سیب، به آن دو دانش و حکمت عطا کرده و آن ها را از بند جهل رهایی بخشیده است.

۲ داستان دیگر مشابه آتلانتیس نیز قابل ذکر است که بسیار بر نهان پیشگان تاثیر گذار بوده است.

وریل-یا45

داستان تمدن وریل-‌یا و ابزار قدرتمند آن ها نیز بر جوامع نهان پیشه بسیار تاثیر گذار بوده است. بولور لیتون46 در سال ۱۸۷۱ کتابی با نام “نژاد آینده”47 (که بعدا با عنوان “وریل- نیروی نژاد آینده”48 به چاپ رسید) نوشت و در آن داستان جهانگردی ثروتمند را بازگو می کند که در حین سفرش تصادفا به تمدنی از موجودات فرشته گون در زیر زمین برمی خورد. این موجودات خود را وریل-یا می نامیدند و از بازماندگان نژاد تمدن پیش از طوفان بودند که در شبکه ای از تونل های زیر زمینی سکونت می کردند. تمدن اتوپیایی آن ها از تمام تمدن های روز زمین بسیار پیشرفته تر بود و آن ها دارای توانای روحی بالا و تله پاتی بودند. وریل-یا از تکنولوژی خاصی برای حفاظت از خود استفاده می کردند که در همه چیز نفوذ می کرد و آن را “وریل”49 می نامیدند. منبعی از انرژی که صاحب آن با انجام تمرینات تمرکزی و کنترل اراده به سطحی می رسیدکه قدرت آن را در اختیار خود می گرفت و با آن قدرت می توانست هر چیز یا موجودی را شفا دهد یا تغییر دهد و یا نابود کند. مثلا چند بچه از وریل-یا توانستند با عصای قدرت یافته توسط نیروی وریل ۲۲ میلیون انسان وحشی را نابود کنند، وریل-یا روبوت هایی را به خدمت خود گرفته بودند و می توانستند با بال هایی که از وریل نیرو گرفته بود پرواز کنند. قهرمان داستان بر اساس شواهد زبان شناسی پی می برد که وریل-یا از بازماندگان نژاد آریا هستند. ساکنین وریل-یا با مشکل کمبود فضا مواجه شده بودند و تصمیم داشتند به سطح زمین بیایند و در صورت لزوم انسان  ها را نیز نابود کنند.

البته نیروی وریل از زمان باستان میان نهان پیشگان از جمله ماسون ها با اسامی گوناگون شناخته می شده است و لیتون که خود یک رز-صلیبی بود تنها آن را با توجه به شرایط زمانی بازگویی کرد.

« در طبیعت نیرویی بسیار قوی وجود دارد که اگر کسی آن را بدست بیاورد و بداند چگونه باید از آن استفاده کرد می تواند انقلابی برپا کند و چهره زمین را دگرگون کند.»

آلبرت پایک50 ، ماسون درجه ۳۳

اما همه به دید یک داستان تخیلی به این رمان نگاه نمی کردند و آن را حقیقت می پنداشتند. “جامعه مخفی وریل”51 یا لژ لومینوس52 بر اساس همین رمان در آلمان (پیش از به قدرت رسیدن نازی ها) تشکیل شد که یکی از اعضای این لژ آدولف هیتلر بود. هدف این انجمن جتسجوی ریشه نژاد آریا و انجام تمرینات تمرکزی برای دستیابی به نیروی وریل بود. حتی هیتلر هیئتی را برای این کار به تبت فرستادند. بعدها برخی ادعا کردند که هیتلر توانسته بود به نیروی وریل دست پیدا کند و قدرت تلقین غیر عادی ای پیدا کرده بود و یا این که آن ها توانسته بودند با نیروی وریل یک بشقاب پرنده بسازند.

یکی دیگر از کسانی که مجذوب رمان لیتون شد، موسس جامعه تئو صوفی53 ، هلنا بلاواتسکی54 بود و با تاثیر از آن، کتابی با عنوان “تعالیم سری”55 نوشت که در آن با معرفی ۷ نژاد اصلی بیان کرد: نژادی که هزاران سال پیش، طی قرن ها تکامل،  بسیار پیشرفته و به نژاد برتر تبدیل شد و تمدن آتلانتیس را برپا کرد،  نژاد آریا بوده است. و ما نیز می توانیم مانند آن ها تکامل پیدا کنیم و به انسان های خداگونه (یا خود خدا) تبدیل شویم.

این تفکر بلاواتسکی مورد پذیرش نازی ها قرار گرفت و یکی از اصول فکری آن ها در راه اندازی جنگ دوم جهانی شد. همچنین فرضیه “زمین میان تهی”56 و آگارتا57 نیز بر اساس این داستان مطرح شده است.

زکریا سچین58 و آنوناکی59

در سال ۱۹۷۶ زکریا سچین یک یهودی روسی با ادعای توانایی ترجمه الواح سومری کتابی با نام “سیاره ۱۲ ام”60 نوشت. او در این کتاب بیان می کند که میلیون ها سال پیش، نژادی بسیار پیشرفته به نام آنوناکی از سیاره نیبیرو بدنبال منابع طبیعی به زمین آمدند و برای سهولت در انجام کارها با دستکاری ژنتیکی در گونه انسان های اولیه، گونه انسان های هوشمند امروزی را به وجود آوردند. آن ها با وسایل نقلیه هوایی به نقاط مختلف جهان رفته و تمدن ها و بناهای بسیار پیشرفته ای ساختند، اما با پیش آمد حوادثی ویرانگر به نیبیرو بازگشتند. و شاید در آینده برای برپایی مجدد حکومتشان به زمین باز گردند.

البته با بررسی هایی که روی نظریات و شواهد سچین انجام شد معلوم شد او این نظریات را با ترجمه الواح سومری بدست نیاورده بلکه آن ها را جعل کرده است. با این وجود داستان زکریا سچین هنوز مورد استناد  و تبلیغ بسیاری از طرفداران جنبش عصر جدید قرار می گیرد.

حال که با افسانه های آتلانتیس و تاثیر آن بر جوامع نهان پیشه از زمان باستان تا کنون آشنا شدید، به ارتباط آتلانتیس و نظم نوین جهانی باز می گردیم.

فرانسیس بیکن و نظم نوین جهانی

سال ها پس از آتلانتیسِ افلاطون، فرانسیس بیکنِ رز-صلیبی، کتاب آتلانتیس جدید (که یک سال پس از مرگش منتشر شد) را نوشت. بیکن معتقد بود قاره آمریکا مکان واقعی آتلانتیس بوده است و انسان باید برای رهایی از رنج رانده شدن از باغ عدن از طریق کسب دانش، خود بهشت را روی زمین بسازد، کاری که او آن را “کار شش روزه” می نامید. نگاه او به دانش، رسیدن به حقیقت نبود و عقیده داشت: “دانش، قدرت است”. او همچنین خود را “منادی عصر جدید”61 می نامید.

«آتلانتیس کبیر (که شما آن را آمریکا می خوانید) که شما تنها خاطره  ای از آن دارید و یا اصلا هیچ نمی دانید، اما ما دانش بسیاری از آن داریم.»

فرانسیس بیکن – آتلانتیس جدید

بیکن تشکیل آمریکا را بهترین موقعیت برای تحقق آرزویش شناخت و از همان آغاز تشکیل، آن را رهبری کرد.

«طرح انگلیس ها [اعزام هئیت از کشور های مختلف برای بهره برداری] تحت هدایت فرانسیس بیکن انجام شد و نبوغ او بود که باعث هدفمند شدن اقدامات شد. بیکن دریافت که این سرزمین محیط مناسبی برای تحقق آرزوی بزرگش، تشکیل امپراطوری فیلسوفان است.»

حتما می دانید که از کارهای اصلی نهان پیشگان ارتباط با موجودات ماورایی است و در این مورد الهام بخش بیکن در کارهایش پالاس آتنا و آپولو، دو خدای یونان باستان بوده است.

با توجه به زمینه سازی فکری فرانسیس بیکن برای تشکیل آمریکا و همچنین طراحی و رهبری اقدامات جهت اجرای آن، می توان او را بنیانگذار اصلی و حقیقی آمریکا دانست.

قسمت دوم از بخش اول مقاله درباره جامعه تئو صوفی، “جنبش عصر جدید”62 و ارتباط آن با نظم نوین جهانی است. افکار و نظریات رهبران تئوصوفیست ها، نقشه راه نظم نوین جهانی در حال حاضر است.

  1. Assassin’s Creed []
  2. Conduit []
  3. Assassin’s Creed []
  4. Conduit []
  5. Manly P. Hall []
  6. Plato []
  7. Critias []
  8. Salon []
  9. The Secret Destiny of America []
  10. Ignatius Donnelly []
  11. Atlantis, the Antediluvian World []
  12. the Olympos []
  13. the Gardens of the Hesperides []
  14. the Asgard []
  15. the Elysian Fields []
  16. Zeus []
  17. Jupiter []
  18. Hera []
  19. Juno []
  20. Poseidon []
  21. Neptune []
  22. Demeter []
  23. Ceres []
  24. Apollo []
  25. Artemis []
  26. Diana []
  27. Hephæstos []
  28. Vulcan []
  29. Pallas Athena []
  30. Minerva []
  31. Ares []
  32. Mars []
  33. Aphrodite []
  34. Venus []
  35. Hermes []
  36. Mercury []
  37. Hestia []
  38. Vesta []
  39. Hermetic []
  40. Encoh []
  41. Seth []
  42. Mackey []
  43. Encyclopedia of Freemasonry []
  44. Initiation []
  45. Vril-ya []
  46. Edward Bulwer-Lytton []
  47. The Coming Race []
  48. Vril: The Power of the Coming Race []
  49. Vril []
  50. Albert Pike []
  51. Vril Society []
  52. the Luminous Lodge []
  53. Theosophy []
  54. Helena Petrovna Blavatsky []
  55. The Secret Doctrine []
  56. Hollow Earth []
  57. Agartha []
  58. Zecharia Sitchin []
  59. Anunnaki []
  60. The 12th Planet []
  61. Herald of the New Age []
  62. The New Age Movement []

منبع : ذی طوی